نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سرت از پیکر پاکت که لب تشنه بریده بدنت را که به خاک سیه کشته کشیده به لب آب روان کشته لب تشنه که دیده چه بود جرم و گناهت که مرمل البدمایی که زه مظلومیه تو خون جگره آل عبا شد گل سالم نبود در بدن پاک تو جایی یارب یارب به کربلا آب روان قیمت جان شد حنجر اصغر هدف تیر و کمان شد نبود بی تو دگر تاب و توان یاوره زینب چه کند خواهر افسرده به هنگام جدایی زه چه پامال مراکب که شده گلگون بدن تو گل من دامنهی زهرای ولا شد وطن تو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد