نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

لالا خشکه لبهات، تو با اشک چشمات داری میگی بابا، غریبه، رباب! نگی که نگفته، نذار که بیفته، به منت کشیدن، به خاطر آب با غصه سر کن علی، فکر پدر کن علی حنجر سپر کن علی سه شعبهٔ بیحیا، وقتی رسید بیهوا مادر نزن دست و پا تیرو یه وقت نگیری با دستات درد و اگه ببینه تو چشمات خیلی خجالت میکشه بابات علی بالام... دلم غرق درده، خدایی نکرده، اگه پشت خیمه، ببینن تو رو چه خاکی بریزم، سرم ای عزیزم، اگه نیزهدارا، بچینن تو سر تو بنده به مو، رو نی میری با عمو نیزه کجا، اون گلو رو نیزه راحت بخواب، تا که نبینه رباب میره تو بزم شراب هر جا بری منم میام همرات حتی تو طشت زر پیش بابات مواظبم چوب نخوره لبهات علی بالام..
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد