
خیز و بین حالِ مرا، زار تر از محتضر است بی تو ای، عمرِ همه، عمرِ همه مختصر است نیزه باران شده یا گم شده در نیزاری تیغ یا تیر، کدامین به تنت بیشتر است به تو از فاصله ی یک قدمی تیر زدند قد و بالای رسا هم، به خدا درد سر است اصغر از هلهله کردن، بدنش می لرزد گر بداند که تو هستی، کمی آرام تر است دفن و تشییع تنت، کارِ منِ تنها نیست بردنِ پیکرِ تو، کارِ هزاران نفر است دشمن از پیکرِ بی دستِ تو هم می ترسد خیز عباس، که ناموسِ علی در خطر است گویم آهسته و سربسته، اباالفضل بدان برنخیزی تو اگر، جانِ حرم در خطر است