تا عزاداریش شروع شود دیدنِ شیرخواره کافی بود تا که فریاد او بلند شود دیدن گوشواره کافی بود وقتِ افطار کردنش هرشب تا که چشمم به آب میافتد تشنگی ضریح لبهایش یادِ طفل رباب میافتد