نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این چه سرزمینیِ چهقدر عجیبه آب و خاکش واسه زینبت غریبه نمیشه راهو کج بکنی دوباره قصدِ حج بکنی دلشوره داره خواهرِ تو نمیگی خواهرت میمیره چلّۀ درد و غم میگیره (اگه بیاد بلا سرِ تو) 2 شنیدم که اینجا دلم تو دریایِ، غمها میافته تنِ تو رویِ خاک سرت بالا سرِ نیها میافته داداش، ببین دلم خونه (زینب، بیتو نمیمونه) 2 *** کربلا پر شده از عطرِ گل یاس قدمِ مخدّرات رو چشم عباس رقیه رویِ دوش عمو سکینه دست تو دست علی پیاده میشن، هاشمیون امون ز روزِ رفتنشون زنا و دخترایِ حرم (میرن با دلهای پریشون) 2 بیابون، غریبی عجب مهمون نوازی کرده کوفه یه لشگر پر از چشم میگفتن از قدیم نامردِ کوفه زینب دلش پر از درده (ای کاش میشد که برگرده) 2 *** اینجا اونجاست که از قدیم ندیما میبرن اسمشو با اَعوذُ بِالله تا چشم میبینه، سنگِ و خار نیزه و تیر و اسب و سوار شکر خدا فرات، پُر آبه نیاد یه روز که آب نباشه تو قلبِ خیمه، تاب نباشه (روز بدی برا ربابه) 2 خیال کن، یه بچّه یه قطره آب باشه آروم میگیره گرفتش، روی دست اگه آبم باشه بازم میمیره ای داد این داغو کی دیده (ای وای حنجر پاشیده) 2 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد