تصویر حسین سیب سرخی - راه بود و راه بود و راه بود

راه بود و راه بود و راه بود

[ حسین سیب سرخی ]
راه بود و راه بود و راه بود
کاروان همراه ثارالله بود

کاروان نه قبله‌گاه عالمین
مرد یا زن، جمله عشّاقُ الحسین

پاسدار قافله، عباس ماست
روی دوشش، پرچم یا مجتباست

این‌که چون خورشید، روی مَرکب است
حضرت زهرای ثانی، زینب است

زینب است این اقتدارش بارز است
عقل از درک عقیله عاجز است

پرده‌های محملش، نور جلی‌ست
یا رب این دخت علی، یا که علی‌ست؟

هم علی و هم حسین و هم حسن
تکیه می‌کردند بر این شیرزن

سال‌ها مستور مانده آیه‌اش
چشم همسایه ندیده سایه‌اش 

قامتش دور از نگاهِ شوم بود
آفتاب از دیدنش محروم بود

قاسم و اکبر به دور محملش
با ابوفاضل نمی‌لرزد دلش 

بار بگشایید این‌جا کربلاست
لحظه‌ی موعودِ زینب با خداست

بار الها خسته‌ام جان بر لبم
زینبم من زینبم من زینبم

نیست جز شهد بلا در باده‌ام
بر همان عهد ازل آماده‌ام 

تو اگر خواهی بیابان می‌روم
پابرهنه بر مغیلان می‌روم

هر چه می‌گویی به چشم ای نور عین
هر چه اما جز جدایی از حسین

یا حسین و یا حسین و یا حسین..‌.

پربازدید‌ترین‌های واحد ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسین سیب سرخی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد