از ره رسیده کاروان در بین شور و واهمه
حسین سیب سرخیپسندیدن6
بازدید2.9K
از ره رسیده کاروان در بین شور و واهمه گلهای سرخ گلشنِ باغ علی و فاطمه در انتظار کاروان اندوه و دردِ کربلا بوی غریبی میرسد از خاک گرم کربلا واویلتا واویلتا... یک ناقه میآید زِ پیش مست سوارش عالمین پرچم به دستانش بود عباس علمدار حسین در بین اهل قافله تسبیح لبها یا رب است بیش از همه در واهمه قلب حزین زینب است گوید حسین جانم ببین قلبم شده پُر از شَرَر لحنی نما من زینبم تعبیر غم دارد حسین بی تو بدان این خواهر بیچاره میمیرد حسین واویلتا واویلتا... چشمان تو از خون من از حال دل دارد خبر ترسم جدا گردی حسین یک لحظه از من همسفر حیف از علی اصغرت، حیف از علی اکبرت حیف از دو دست و دیده و پیشانی آب آورت تنها امید کاروان باشد یَلِ اُم البنین ترسم که چشم ساقیات پُر خون شود از تیر کین ارباب حسین ارباب حسین...