
اطراف ظهر بود که روزم سیاه شد ذکر لب تمام حرم آه آه شد پشت و پناه عالمیان بیپناه شد با زور نیزه وارد آن قتلگاه شد بالای گود چکمهی یک بددهن رسید والشمرُ جالسٌ نفس مادرش بُرید (یا اباعبدالله آقای من) ***** حسین جونم مثل موی پریشون تو ای نیزهنشینِ من پریشونم چرا روضههاتو میشنوم امّا زنده میمونم نمیدونم حسینجونم غمت سخته به واللّهِ قسم که مقتل و روضههای محرّمت سخته چجوری بخونم از سرِ رو نیزه و جسم دَرهمت سخته غمت سخته دنیا رو به کام زینب زهر کردند تو رو معمولی نکشتند، نَحر کردند مظلوم، مظلوم، مظلوم ای حسینم... ***** تو گودالی تو قرآنِ منی پس چرا زیر چکمه اینجوری لگدمالی چقدر تشنهای که آسمونو دود میبینی زخمی و بیحالی تو گودالی جنایت کرد خدا نگذره از اونی که با لگد به صورتت جسارت کرد اونی که با وضو اومد و واسه کشتنِ تو قصد قربت کرد جنایت کرد سر تو انگشتنمای شهر کردند تو رو معمولی نکشتند، نَحر کردند مظلوم، مظلوم، مظلوم ای حسینم... ***** چه بلوایی که حتّی پیرمردا با عصا تو رو زدند، غریب و تنهایی تو جات رو دوش پیغمبره پس چرا رو خاک داغ صحرایی چه بلوایی چه مظلومی هنوز زندهای و داری نفس میکِشی امّا پارهحلقومی با حوصله یکی یکی رگاتو میبُرن چه قتل آرومی چه مظلومی سه ساعت به جون زخمات افتادند تو رو معمولی نکشتند، زجر دادند ***** دیگه مُردم چقدر نیزه شکسته از تنِ زخمی تو خودم درآوردم همه دیدند تو از شَبَث کتک خوردی من از خولی کتک خوردم دیگه مُردم دلم خونه داری هِی کم و کمتر میشی از تنت چیزی باقی نمیمونه اونی که منو داره میکُشه خندهی این سنانِ ملعونه دلم خونه نیزهها رو واسه جسمت تیز کردند تو رو معمولی نکشتند، ریز کردند یا اباعبدالله آقای من...