آه از اون لحظه ای که رسیدن

آه از اون لحظه ای که رسیدن

[ مهدی اکبری ]
آه از اون لحظه‌ای که رسیدن
هر کدوم پیکرت رو کشیدن

سر روی زانو مادر گذشتی
از تو آغوش زهرا بریدن

غم همینه تو رو تشنه کشتن
غم همینه که با دشنه کشتند

غم همینه که کارت تمومه
غم همینه که ذبحت حرومه

از قفا میزد، دست حق روی زمین دست و پا میزد
از قفا میزد، پیرمرد ناتوان دست و پا میزد

وای از این حالت، تا کجا زینب اومد دنبالت
وای از این حالت، من بمیرم برای این پر و بالت

غریب گیر آوردنت...

دست نگه‌دار، لباشو ببوسم
چشمای نیمه واشو، ببوسم

جای بوسه برا من نذاشتی
دیگه باید رگاشو ببوسم

کمتر این تشنه رو، اذیتش کن
خنجرت کنده، زود راحتش کن

عطر سیب شهیدم پیچیده 
کمتر این پیکرو، زیر و رو کن

سرتو بردن، چه بلایی بود سر زینب آوردن
سرتو بردن، تشنه کام من پیشت، آب می‌خوردن

غم زینب بود، دم آخری رگات نامرتب بود
غم زینب بود،نیزه روی پیکر تو، لبالب بود

یا اباعبدالله

پر از جراحته، لشکری توی قتلگاه مشغوله غارته
حدود سه ساعته، وقت شرارته

این‌جوری ذبح کسی حکم کدوم شریعته؟
دور از عدالته

خاک داغ کربلا سوزان
بدنی عریان
روی خون غلتان
سیدالعطشان

پربازدید ترین زمینه محرم و صفر عصر عاشورا - قتلگاه

محبوب ترین محرم و صفر عصر عاشورا - قتلگاه

محبوب ترین مهدی اکبری

نظرات