وای از اون مسمار

وای از اون مسمار

[ محمدحسین پویانفر ]
وای از اون مسمار خون رو دیوار
وا نمی‌شه دیگه چشم ترش

بعد اون ضربه مادرم افتاد 
توی شعله سوخته بال و پرش

تو شلوغی‌ها بین اون کوچه 
مادرم نشسته روی زمین 
اون همه ضربه می‌زدن اما
جای ضربه‌ی غلاف و ببین 

مُردم از این درد که چهل نامرد 
مادرم رو بی بهونه زدن 

دستای سنگین راز خلقت رو 
بی هوا با تازیونه زدن 

سرخی دیوار روضه می‌خونه 
غرق خونه کنج ابروی تو 

آه و واویلا کاش نشه پیدا 
این کبودی رو بازوی تو 

هر شب حسن در خواب می‌گوید مغیره 
دست از سرش بردار کُشتی مادرم را

غم همین بس که مغیره به علی می‌خندد 
آن غلافی که تو را زد به کمر می‌بندد
 
گل بر من و جوانی من گریه می‌کند 
بلبل به نغمه خوانی من گریه می‌کند 

در هر قدم نشینم و خیزم میان راه 
پیری بر این جوانی من گریه می‌کند
 
از درد شانه، شانه نشد موی زینبم 
دختر به ناتوانی من گریه می‌کند 

یادش بخیر موی تو را شانه می‌زدم 
افتاده دست شمر همه خاطرات من 

ای سوخته ترین بدن زیر آفتاب 
بر زخم‌های تاول بدنت گریه می‌کنم 

گاهی شبیه عصر دهم سرخ می‌شوم 
در لحظه‌ی به نی شدنت گریه می‌‌کنم

پربازدید ترین شعر روضه محمدحسین پویانفر محرم و صفر حضرت زهرا (س)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر حضرت زهرا (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت زهرا (س)

محبوب ترین محمدحسین پویانفر

نظرات