
(من اومدم با دلی پر از گناه اومدم که باز بهم بدی پناه) ۲ دلم میخواد باز منو نگاه کنی توی این شبا منو دعا کنی کسی برام نمی مونه غیر تو زندم من از دعای خیر تو بهاره من زندگیم فدای تو گریه میکنم شبا برای تو توو این شبا شال عرا رو شونه هاته اشک غریبی علی رو گونه هاته میگن که اقا سر زده میاد و میره هر کس برای مادرش روضه بگیره *** یه بی حیا اومدش توو کوچه ها سیلی زد به مادر تو بی هوا غرور تو و دل مضطرت شکست گوشواره تو گوشِ مادرت شكست توو کوچه ها یه صدا شنیده شد چادری که رو زمین کشیده شد خوده خدا روضه خون فاطمه اس توی کوچه ی رد خون فاطمه اس چهل نفر درِ خونه اومدن مادرت رو تازیونه میزدن اون نانجیب که به در زدش لگد به بابات علی میزد حرفای بد چه روزی بود اون غروب پر بلا باز گریز روضه میره کربلا ولی سریع از بدن جدا نشد نه مدینه مثل کربلا نسد تو قتلگاه پیرمردا با عصا میزدن به اون مُرَمِلُ الدِّما توو خیمه ها ناله ها شنیده شد معجر از سر زنا کشیده شد ***