
تمام رویاهامو کشتند قوت زانوهامو کشتند مادر بچه هامو کشتند قُنفذ بیحیای نامرد وقتی غلافشو بلند کرد صدا زدم فاطمه برگرد چقدم زدم صدا خانوم من میون کوچهها خانوم من دنبال من نیا خانوم من تو رو زدن به چه گناهی خوب میدونستن پا به ماهی برای شوهرت سپاهی خاطرههات بغض گلومه قاتلت اینجا رو به رومه بعد تو کار من تمومه لگد به در زدن خانوم من چهل نفر زدن خانوم من ما رو نظر زدن خانوم من محاسن تو غرق خونه چهجوری کشتنت بمونه میگن امام رضا میدونه برگردوندنت به پشت و موتو گرفت توی مشت و صنوبریِ خمیده خدانگهدارت خوشی ز عام ندیده خدانگهدارت قرار بعدی ما عصر روز عاشورا کنار راس بریده خدانگهدارت دعایی زیر لب دارم شبانه تو آمین گوی ای ماه یگانه الهی هیچ مظلومی نبیند عزیزش را به زیر تازیانه فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد به طفلی رخت ماتم در برم مرد الهی بشکنه دست مُغَیره میون کوچهها بی مادرم کرد