
خدا کند که زنی ناگهان زمین نخورد2 به پیش همسر خود بی امان زمین نخورد خداکند که نپیچد به پای او چادر2 شبیه پیرزنی قد کمان زمین نخورد خدا کند نرود آبروی یک مادر مقابل نظر کودکان زمین نخورد خداکند زن محجوب و بار شیشه او درست در گذر این و آن زمین نخورد خداکند که دو بازوی فاتح خیبر کنار در سر داغ جوان زمین نخورد مغیره، قنفذ و خالد بلند خندیدند دوباره کاش چنین پهلوان زمین نخورد کشید شال علی را ز پشت سر زهرا که با کشیدن این ریسمان زمین نخورد میان گودی گودال ذوالجناح چه کرد کشید دست خودش آسمان زمین نخورد ولی چه فایده تیزی زمین نگذاشت بدون درد سر و بی تکان زمین نخورد خداکند که زنی ناگهان زمین نخورد2 به پیش همسر خود ناگهان زمین نخورد ***