میان این‌همه نیزه که رو به پایین است

میان این‌همه نیزه که رو به پایین است

[ حسن حسینخانی ]
میان این‌همه نیزه که رو به پایین است
صدای زینبِ کبراست می‌رود بالا
****
منی که سایه‌ام را مردم کوچه نمی‌دیدند
منی که شش برادر داشتم حالا نظر خوردم

دلیل تازیانه خوردن ما گریه‌ی ما بود
ز طفلان بیشتر گریان شدم، پس بیشتر خوردم

نمی‌دانم که می‌بینی که جایی را نمی‌بینم
غروبی داشتم می‌رفتم از خانه، به در خوردم

تو و این پیرهن پاره، من و این چادر پاره
تو سنگ از صدنفر خوردی، من از صدهانفر خوردم

(یازینب، یازینب)
****
با هر نفست نفس زدم جان دادم
ویران شدم از غصّه ولی آبادم
در رَختِ اسارتم ولی آزادم
هر شب دو سه بار از شتر افتادم

گفتم وسطِ دشت که واویلا من

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حسن حسینخانی حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسن حسینخانی

نظرات