امشب سری به خلوت پروانه‌ها بزن

امشب سری به خلوت پروانه‌ها بزن

[ حسن حسینخانی ]
امشب سری به خلوت پروانه‌ها بزن
با یک دل شکسته خدا را صدا بزن

امشب بیا به روضه‌ی یک خواهر شهید
طعنه به غربت دل آیینه‌ها بزن

و بعد در میان عزادارهای عشق
خود را شبیه اهل سماوات جا بزن

وقت عزای حضرت زینب رسیده است
حرف غریب بودن یک تشنه را بزن

با یاد خاطرات خودش، خواهری گِریست
یادِ غمی که گفت کسی: بی‌هوا بزن

تا می‌زدند طفلِ یتیمِ سه‌ساله را
می‌گفت عمه: بس کن و اصلاً مرا بزن
****
پس‌ از تو آب اگر خوردم از این چشمان تر خوردم
گلی هستم که از هر شش جهت به خار برخوردم

برای دل‌خوشی دختران نیمه‌جانت بود
در این یک سال و اندی لقمه‌نانی هم اگر خوردم 

چه کاری برمی‌آمد از برادر مرده‌ای چون من؟ 
فقط زانو بغل‌ کردم، فقط خونِ جگر خوردم

منی که سایه‌ام را مردم کوچه نمی‌دیدند
منی که شش برادر داشتم حالا نظر خوردم

نمی‌دانم که می‌بینی که جایی را نمی‌بینم؟ 
غروبی داشتم می‌رفتم از خانه، به در خوردم

شب شام غریبانت از این خیمه به آن خیمه
برای هر یتیمی که سپر گشتم سپر خوردم

به نان کوفه و خرمای مردم لب نزد زینب
میان کوفه هرچه خوردم از نام پدر خوردم

منِ پرده‌نشین را محمل بی‌پرده‌ای دادند
به هرجا که گذر کردم چقدر از رهگذر خوردم

تو و پیراهن پاره، من و این چادر پاره
تو سنگ از صدنفر خوردی من از صدها نفر خوردم
****
اشکِ چشمِ من اگر بگذارد دردِ دل‌هام شنیدن دارد
****
ذبح کردن به خدا حکم و شرایط دارد
اینقدر ضربه نزن زود جدا کن بس کن

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حسن حسینخانی حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسن حسینخانی

نظرات