
این طفل شیرخواره همه لشکر من است در بین سی هزار سپه یاور من است یک باغ لاله هدیه به محبوب کرده ام این شیرخواره دسته گل آخر من است خونی کزان جمال خدا گشت لاله گون باور کنید خون علی اصغر من است این طفل شیر را نشمارید شیرخوار من مصحف خدایم و این کوثر من است من سینه چاک سنگر سرخ شهادتم این است آن شهید که همسنگر من است این است آن شهید که با بی زبانی اش تا صبح روز حشر پیام آور من است چشمش به روی دست من و مرغ روح او پرواز کرده در بغل مادر من است خواهید اگر کنید پس از این زیارتش قبرش به روی سینه ی غم پرور من است *** کیست این کشته که جان همه قربان تنش خاک صحرا کفن و خون گلو پیرهنش این همان کشته اشک است که تا روز جزا دل مردان الهی شده بیت الحزنش باغبان کس نشنیدهست که از بی آبی آب از خون دل خویش دهد بر چمنش ***