
طفلكم تو، گهواره لب رو لب هاش، می ذاره تا كه لب بر، می داره مثل ماهی بی آبه خواهرش سر، گردونه عمه زینب، گریونه طفلم انگار، می دونه چاره دستای اربابه راهی میدون جنگی ای علی جان بیا تا ردت كنم از زیر قرآن رفتی ولی مادرت بمیره، شمشیر نداری پسر من بی شیری من بی رمقت كرد، تقصیر نداری پسر من از فراق قافله نترسی آ از صدای هلهله نترسی آ از كمون حرمله نترسی آ وای گلم *** مثل غنچه، خشكیده بس كه زیرِ، خورشیده بی قرار و، بی حاله بس كه بچه م، نخوابیده حالا كه خودت می خوای بری به میدان بیا تا ردت كنم از زیر قرآن با گریه رجز خوندی و رفتی، تكبیر كشیدی پسر من قربون نگاهت بره مادر، تو جنگ ندیدی پسر من مادر از سپاهشون نترسی آ یه وخ از نگاهشون نترسی آ از دل سیاهشون نترسی آ وای گلم *** خون تو رگ هاش، می جوشه روی دستم، بی هوشه بیقرار، میدونه بین خیمه، كفن پوشه گریه های اهل خیمه مث طوفان بیا تا ردت كنم از قرآن در حسرت لبخند تو موندم، از غصه پیرم پسر من آخر تو رو هم ازم می گیرن، بی تو می میرم پسر من از یه دشت پر خون نترسی آ از یه جنگ بی امون نترسی آ از صدای خنده شون نترسی آ وای گلم