
بند قنداقت، مدار گردش ماهه عشق تو تا کربلا، کوتاهترین راهه تخت پادشاهی تو، سینهی شاهه (ای حسرت آب، ای طفل رباب؛ منو دریاب! ای جان حسین، قرآن حسین؛ منو دریاب!)4 (ای فدای تو که شد خدا عزادارت)2 پنهونه از همه جز امام، اسرارت عمریه اسیرتم؛ شدم گرفتارت (ای زادهی عشق، ای جادهی عشق؛ من بیتاب!)2 اومدم برات گریه کنم؛ منو دریاب! (کنار گهواره، مادر تو گریونه)2 دستوپا میزنی و؛ دست بابا لرزونه حال بابای تورو کسی نمیدونه قنداقه برات قتلگاه شده؛ غرق خونه از ماتم تو، حیرونه حسین؛ پریشونه گمان كنم برود با جواب برگردد به همره تو به همراه آب برگردد گمان كنم دل لشگر به رحم مىآيد خداكند ورق اين كتاب برگردد فقط دو جرعه براى گلوى تو كافیست كه رنگ بر رخت ای آفتاب برگردد به روى دست پدر، آب هم اگر نخوری به چشمهای تو شايد كه خواب برگردد نشانه رفته كمان، گودى گلوى تورا خداكند كه از اين انتخاب برگردد برای تو نگرانيم؛ اين سر كوچک اگركه تير بگيرد شتاب، برگردد گرفت خون تورا سمت آسمان پاشيد نخواست بر سر مردم، عذاب برگردد قرار بود پدر روسپيد باز آيد نه با محاسن از خون خضاب برگردد ميان معركه هی مینشست و پاميشد رمق نداشت كه پا در ركاب برگردد تمام حادثه را اهل خيمه میفهمند به پشت خيمه كه با اضطراب برگردد نخوردى آب و پدر از خجالت، آب شده چگونه با دل از غم كباب برگردد؟ امان ز لحظهی تلخى كه آب نوشد و شير ميان سينهی خشک رباب برگردد