
نشستن خواهرات، كنار گهواره ی تو گرفته صدایِ، مادر بیچاره ی تو گریه نكن، ایشالله بارون میباره گریه نكن، عموت بره آب میاره گریه نكن، وگرنه مادر می میره گریه نكن، رقیه گریه ش می گیره می میره مادرت، وقتی كه از حال می ری عمو رو نیگا كن، شاید كه آروم بگیری گریه نكن، صدات كه زخمه عزیزم گریه نكن، چشات كه زخمه عزیزم گریه نكن، لبات كه زخمه عزیزم مادر تو، فدای چشم پر تبت رحمی بكن، به حال عمه زینبت نگردونش، زبونتو دور لبت لبای سه شعبه، بوسه زده حنجرتو بابات شرمنده شد، وقتی كه افتاد سر تو با اون چشات، مادرتو صدا نزن پیش بابات، اینقده دست وپا نزن با خنده هات، آتیش به خیمه ها نزن خدا كنه، مادرت اینو نبینه پیش چشاش، سرت رونیزه می شینه به جون تو، غربت مادر همینه