
ای عزیزکم صدات میگیره گریه می کنی مادرت بمیره اشک نریز، گریه نکن مادر خدا کریمه منم دارم میمیرم، این حس مادریمه امید داشتم عصای پیریم بشی توان روزهای دستگیریم بشی بمون پا به پای اسیریم بشی اشک نریز، گریه نکن مادر خدا کریمه منم دارم میمیرم، این حس مادریمه خشکی لبات، من و سوزونده دیگه جون برا، مادرت نمونده مثل تب رو گونه هات، دل منم کبابه میمیری از تشنگی و این بد ترین عذابه امید داشتم امید مادر بشی یه پهلون مثل، علیِّ اکبر بشی بزرگتر بشی، دلاور بشی اشک نریز گریه نکن مادر خدا کریمه منم دارم میمیرم این حس مادریمه منتظر نباش، عمو نیومد فاطمه تو رو، گمونم صدا زد کبوترِ تشنه من، برو خدا به همرات تو هم برو، جز تو کسی نمونده واسه بابات امید داشتم که قلبت و شاد کنم تو رو من خودم، یه روز دوماد کنم یه روز خونم و با تو آباد کنم اشک نریز گریه نکن مادر صدات میگیره ***