نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تلظی مكن نازنینم تلظی مكن جان بابا مبادا كه دشمن ببیند تكان خوردن شانه ام را ببین بی تو تنهایی ام را ببین خم شده قامت من به خون تو دستم حنا شد علی اصغر ای زینت من تلظی مكن ایّ،گل پرپر من یا باب الحوائج،علی اصغر من لالایی علی اصغر ============ چرا نازوكای گلویت دگر جای بوسه ندارم شده موسم ان كه خونت به عرش الهی ببارم تو ذبح حسینی كه عطشان منا كرده ای كربلا را كه گهواره خالی تو تكان داده عرض و سما را مرا می كشد غم،در این حال محزون كه لب های خشكت،لبا لب شد از خون لالایی علی اصغر ============ شده جلوه ی اسم اعزم به چشمان ناز تو پیدا تو سر حسینی كه امد برای شهادت به دنیا اگر چه كه شش ماه باشی تو هفت اسمان را نشانی تو طفلی ولیكن شگفتا كه پیر همه عارفانی شبیهت ندیدم ،شهیدی به عالم تو را با دو دستم،به حق هدیه دادم لالایی علی اصغر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد