
اگرچه وقت گدایی فقیرِ نابلدیم دری به غیر درِ خانهی تو را نزدیم همیشه بر لب دلداده نام دلدار است حسین ذکر شریف تو را فقط بلدیم کجای صفحهی تاریخ از تو خالی بود؟ رسیده رونق احسانت از زمان قدیم لباس مشکیِ روضه شناسنامهی ماست برای ثبت عزادار بودنت سندیم مسیحِ تربت تو زنده میکند ما را بدون معجزهی خاک کوی تو جسدیم بگو که گریهکن روضهات مِنَ الازلیم بگو که سینهزن هیئتت الی الابدیم میان هروله ذکر رقیّه، ذکر علیست بهنام نامیِ او گرم یا علی مددیم چراغ برزخ ما چلچراغ هیئت ماست قسم به روشنیاش از پل صراط ردیم رسید سنگی و به پیشانیات تَرَک برداشت میان قبر به فکر شکستن لحدیم چگونه کهنه حصیرِ دهات شد کفنت هنوز در عجب از قصّهی بنی اسدیم **** خواهر غمدیدهی من زینبا سوخته قلب من از این نامها غاضریه، وادی طَف، نینوا عقر چه نامیست پُر از ابتلا اَعُوذُ بِاللّه مِنَ الکَربلا ناقه به گِل مان د و زمینگیر شد غم به دلم ریخت و تکثیر شد اشک دو چشمم که سرازیر شد خیره به گودال شدم بیهوا اَعُوذُ بِاللّه مِنَ الکَربلا وای اگر قوّت قلب حرم شبه پیمبر، علیاکبرم پا بکِشد روی زمین در بَرم جسم شود جسم علی در عبا اَعُوذُ بِاللّه مِنَ الکَربلا دلنگران نزد بنیهاشمم بر غم عظمای حرم عالمم بند به بند بدن قاسمم با سُم مَرکب بشود آشنا اَعُوذُ بِاللّه مِنَ الکَربلا هست دوا به هر غمم اباالفضل باب عطا و کرمم اباالفضل پشت و پناه حرمم وای به حالم پس از آن دلربا اَعُوذُ بِاللّه مِنَ الکربلا شرم خبر از دل حیران دهد داغ پسر سینهی سوزان دهد اصغر من در بغلم جان دهد تیر سه پَر میکند او را فدا اَعُوذُ بِاللّه مِنَ الکَربلا