
سوره ی غم می رسد ، آیات مریم می رسد عطر سیب و بوی اسپند محرم می رسد دست خود را روی سینه می گذارم با ادب آه دارد مادری با قامت خم می رسد میزبان زهرا كه باشد من خیالم راحت است چون كه الطافش به مهمان ها دمادم می رسد انبیا پشت سر هم یك به یك صف بسته اند حضرت خاتم برای خیر مقدم می رسد بار عام است و ضیافت خانه ی هیئت شلوغ نامه های دعوت از عرش معظم می رسد زیر و رو كردن فقط كار حسین بن علی ست در محرم ارمنی هم زیر پرچم می رسد چایی روضه دوای درد بی درمان ماست بین این دارالشفا پیوسته مرهم می رسد با لباس مشكی اَم از قبر می آیم بُرون یك نخ این پیرهن فردا به دادم می رسد آتش شعله ورش آنی گلستان میشود یا حسین ما كه بر گوش جهنم میرسد ما فقط دم میدهیم و مرده زنده میكنیم آن دم عیسی بن مریم كی به این دم میرسد جبرئیل عرش خدا را آب و جارو می كند كاروان كربلا از راه كم كم می رسد