
آقا بیا بهر قیامت یار داری بازآ به جان عمهات غمخوار داری گوشه کنار هیئت و شهر و دیارت فریادگر چون میثم تمار داری اصلا میان این جوانان حسینی بر یاریات یک عالمه سردار داری جان خودت سوگند در دنیای اسلام مقدادها و مالک و عمار داری سرها جدا شد از بدنهای شهیدان مرد مدافع از حرم بسیار داری از حالت ناحیهخوانی تو پیداست از مقتل جدّت حسین، اسرار داری هر روز و شب در ماتم جدّ غریبت خود روضهی آن سید و سالار داری وقت اسیری رفتن زینب رسیده گویند زین غم دیدهی خونبار داری تنها نه سوزِ خیمهی آتش گرفته ای وای من داغ در و دیوار داری مانند مادر، چون پیمبر، مثل حیدر بر سینهی خود زخمی از مسمار داری در روضهی سخت عمو عبّاس مظلوم آیا هنوز آقای من دیدار داری؟ ***