نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حاجت به شرح آن نیست دردی که خود عیان است این اشکِ روی گونه، شیواترین بیان است از عشق یوسف مصر، یک دل فقط جوان شد در خیمۀ حسینی دلها همه جوان است بالاترین عبادت، شادی قلب زهراست شادیِ قلب زهرا ذکر حسین جان است زهرا تمام ما را با اسم میشناسد نزدیک درب هیأت، چشم انتظارمان است این سرخی بدنها یا این به سر زدنها از جهل سینهزن نیست، این رَسم عاشقان است "اینجا گناه بخشند کوهی به کاه بخشند" وقتی که پیرمردی با عشق، روضهخوان است در بین چند نامرد بیغیرتانِ بیدرد یارب زمین نیافتد، مردی که پهلوان است گر ماه جان سپارد در پیش چشم خورشید آن شب شبِ عزایِ، جمع ستارگان است آهی کشید خواهر در ماتم برادر این آه تا قیامت، در سینهها نهان است مثلِ لب برادر، خواهر سرش ترک خورد گویا که چوب محمل هم دست خیزران است ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد