از سر صبح دلم داره میلرزه

از سر صبح دلم داره میلرزه

[ سیدرضا نریمانی ]
از سر صبح دلم داره می‌لرزه 
چه اضطرابی داره خواهر تو
کم نشه مویی از سرت می‌میرم
تو رو به من سپرده مادر تو

این همه لشگر اومده به اینجا
خواهرتم دلم هزار جا می‌ره 
سر نماز فقط میگم خدایا
حسینمو کسی ازم نگیره

خاک بلا خیزی داره زمینت
از صدای طبلا دلم شکسته
خیمه زدی الهی من بمیرم
رو پلک تو گردوغبار نشسته

از شب اول بی‌مادری‌مون
یادمه که بهت رسیده بودم
دلم یه جوری شد آخه تا حالا
موی تو رو خاکی ندیده بودم

دیر نشده بیا بریم مدینه
دل ندارم غریبی‌ات رو ببینم
من که از اون خواهرا نیستم داداش
بیام سر مزار تو بشینم

خدا نیاره روزی که ببینی 
موی حسین تو مشت نیزه‌داره
دلت بخواد که موهاشو بشوری
به شرطی که پنجه شمر بذاره

بیابان با وجود تو برای ما بیابان نیست
کسی که با تو می‌آید سفر دیگر پریشان نیست
کنار تو کسی دلواپس خار مغیلان نیست
بیابان گردمان کردی ولی زینب پشیمان نیست

برادر جان تو ثارالله، ثارالله دیگر من
حسین قبل خنجر تو، حسین بعد خنجر من
تجلی می‌کنم در تو، تجلی می‌کنی در من
شهادت یا اسارت، هر دو آغاز است پایان نیست
 
بنه پا بر زمین این خاک‌ها مشتاق و لبریزند 
تمام دختران یک یک، مژه بر پات می‌ریزند
نباید هم به مهمان داریت این قوم برخیزند
چرا که خلق می‌دانند صاحب‌خانه مهمان نیست

محال است از میان خیمه آه سرد برخیزد
ز کوه صبرمن حتی نشان درد بر خیزد
اگر زن شیرزن باشد به جنگ مرد برخیزد
بجنگم با سنان ؟ هرگز !! سنان که جزو مردان نیست


به طفلان تو گریه بر پدر کردن نمی‌آید
به زینب معجر پاره به سر کردن نمی‌آید
برادر جان به ما اصلا سفر کردن نمی‌آید
کسی در خیمه‌های ما به جز شش ماهه خندان نیست

صدا زد: آی مردم این شهید ما مسلمان است
بزرگ خاندانم را نمی‌بینید عریان است؟
جواب قاری قرآن زینب بوسه باران است
جواب قاری قرآن زینب سنگ‌باران نیست
***
زینب رو صدا زدی، مادر رو صدا زدم
رو کردم سمت نجف، حیدر رو صدا زدم

روکردم مدینه و گفتم: وامحمدا !
کوبیدم به سینه و گفتم: وامحمدا !

وامحمدا ! حسین و بی ردا ببین به کربلا
وامحمدا ! تنش رو زیر پا ببین به کربلا

واعلیا ! دختر حیدر رو سپردی به کیا؟
واحسنا دارن میان به سمت خیمه ی زنا

سیلی بی هوا زدند، جدم رو صدا زدم
مارو بد صدا زدند، جدم رو صدا زدم
خیمه شعله ور شد و گفتم: وامحمدا !
لشگر حمله ور شد و گفتم: وامحمدا

وامحمدا ! حرم رو بی پناه ببین به کربلا
وامحمدا ! می‌سوزه خیمه‌ها ببین به کربلا

وای حرم بده که غارت کنند از خان کرم
وای حرم شکسته زیر لگداشون کمرم

وای حرم می‌گفتی "العطش" می‌سوزه جگرم
وای حرم آخ چه بلایی بود آوردند به سرم؟
***
سپردمت به غبار و به ریگ‌های بیابان
سپردمت به وحوش و به آهووان پریشان
سپردی ام به که رفتی؟ به دلقکان و کنیزان؟

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه سیدرضا نریمانی حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

نظرات