
جلوی نامحرما معذبم من زینبم خواهر تو جلوی نامحرما معذبم چی بگم از حنجر تو چی بگم از دختر تو و ان یکاد الذین کفرو نیزه فرو شد به تنت و ان یکاد الذین کفرو چی بگم از پیروهنت یکی دم مغرب، موتو پریشان کرد با تن صد پارهت، یه ختم قرآن کرد اونیکه از گودال، سرتو حالا برد روی سر زینب، صداشو بالا برد حسین...