هجوم موج بلا را به چشم خود دیدم

هجوم موج بلا را به چشم خود دیدم

[ سیدرضا نریمانی ]
هجوم موج بلا را به چشم خود دیدم
غروب کرب‌و‌بلا را به چشم خود دیدم

به سرزنان پیِ عمّه به روی تل رفتم
ذبیح دشت مِنا را به چشم خود دیدم

میان آن همه نیزه به دست در گودال
سنان بی‌سر و پا را به چشم خود دیدم

به زورِ نیزه زره را زِ تن درآوردم
مُرمّلٌ بِدماء را به چشم خود دیدم

زِ قتلگاه همه دست پُر که می‌رفتند
به دوش خولی عبا را به چشم خود دیدم

زمان حمله‌ی آن دَه سوار تازه‌نفس
غبار روی هوا را به چشم خود دیدم

سلام بر بدنِ بی‌سری که عریان شد
تنِ به خاک رها را به چشم خود دیدم

میان طایفه‌ها رأس‌ها که قسمت شد
سر همه شهدا را به چشم خود دیدم

عمو که خورد زمین روی حرمله وا شد
تمام واقعه‌ها را به چشم خود دیدم

به پشت خیمه به دنبال قبر اصغر بود
شکارِ رأس جدا را به چشم خود دیدم

فرارِ دختری آتش‌گرفته در صحرا
میان هلهله‌ها را به چشم خود دیدم

گذشت از همه اینان به شهر بَدنامان
زمان قحط حیا را به چشم خود دیدم

میان مجلس نامحرمان و بزم شراب
ورود آن عبا را به چشم خود دیدم
****
یکی داره پیرهنو می‌دزده
پیرهن که نه کفنو می‌دزده

یکی داره با یه کهنه خنجر
سرو از روی بدن می‌دزده

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه سیدرضا نریمانی حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

نظرات