تصویر سیدرضا نریمانی - فراق گشته مقدر گمان نمی‌کردم

فراق گشته مقدر گمان نمی‌کردم

[ سیدرضا نریمانی ]
فراق گشته مقدر، گمان نمی‌کردم
رسید لحظه‌ی آخر، گمان نمی‌کردم

تصورم زِ اسارت طناب بود اما
بدون چادر و معجر گمان نمی‌کردم

به دست و پا و سرت بوسه‌ها زدم اما
به پاره‌پاره‌ی حنجر گمان نمی‌کردم

همیشه عِطرِ خوشِ سیب از تو می‌آمد
ولی زِ چکمه‌ی لشکر گمان نمی‌کردم

گمان به نیزه و شمشیر و سنگ می‌بردم
ولی به کندیِ خنجر گمان نمی‌کردم

قبول بی تو سفر می‌کنم به شام اما
کنارِ شمر برادر گمان نمی‌کردم

تو را به رسمِ عرب‌های جاهلی کشتند
به آن طریق که دیگر گمان نمی‌کردم

سرِ بریده بر مادری نشان دادند
ولی به مادرِ اصغر گمان نمی‌کردم

عربِ جاهلیت کسی رو اینجور نکشت
تشنه رو با نیزه از فاصله‌ی دور نکشت

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه سیدرضا نریمانی حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد