نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یه خبرهایی از علقمه رسیده بویِ انکسارِ تو، حرم پیچیده تشنگی پلکای آسمون و برده ساقیِ اما خدایی بَد آورده تو خیمهها عذاب میکشه خجالت از رباب میکشه داره مییاره مشک سکینه عمو تو خیمه آب نداریم اصغر روی دست بیاریم یه کاری کن رباب نبینه عمو جون، نگاه کن ترک خورده لبایِ خشکِ اصغر بابامون، غریبه عمو پاشو بزن به قلبِ لشگر وای وای، حرم شده نالان (وای وای، العطشِ طفلان) 2 وای وای، علقمه غوغا شد (وای وای، قدِّ حسین تا شد) 2 *** صدا زد اَدرِک اَخا، حرم بهم ریخت صورتِ ساقیِ لشگرم بهم ریخت بسته شده دو چشم ترش عمود شکسته فرق سرش ابروی پیوستش دوتا شد تا پر نشسته تیر، تو چشاش فاطمه روضه خونده براش از پیکرش دستاش جدا شد ابالفضل، نگاه کن به حالِ زار من دارن میخندن ... پاشو، پناه زینب باش (نورِ، نگاه زینب باش) 2 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد