بذار باشم روی خاکا غمم شد بی صبویی

بذار باشم روی خاکا غمم شد بی صبویی

[ ابوالفضل بختیاری ]
بذار باشم روی خاکا، غمم شد بی‌‌ صبویی
(با چه رویی برم خیمه؟ نمونده آبرویی)۲

از این خیمه دیگه میره النگوها به غارت
شروع میشه از این لحظه روزهای بی‌عمویی

مشک پاره مثل چشمام شرمندگیش از روی ربابه
(اسباشون سیراب شدن، تو خیمه اما قحطیِ آبه)۲

(پیکر ریز تا خیمه‌ها آوردن نداره
برنگردون دست‌های خالی بردن نداره)۲
آب مشکی که غرق خونه، خوردن نداره

وای‌ اباالفضل، وای‌ اباالفضل ای وای‌ اباالفضل...


نه چشم داری، نه دست داری، نه مشکی مونده واسه‌ت
اخا ادرک اخا گفتی، فدای استغاثه‌ت
چقدر نیزه، چقدر شمشیر، تنت پیدا نمی‌شه
(رشید بودی، توی قبرت کوچیک کردن خلاصه‌ت)۲

آسمون روضه می‌خونه، گریه کنت شد خاک زمین هم
می‌چکه از مشک پاره اشک‌های چشم ام‌البنین هم

از خجالت شد پاره پاره مشک دریده
زائرت شد زهرای اطهر، قامت خمیده
دست شکسته گریه کُنِت شد، ای دست بریده

وای‌ اباالفضل، وای‌ اباالفضل ای وای‌ اباالفضل...

******

(عشق این است که در هر شریان عباس است)۲
(ضربان در ضربان در ضربان عباس است)۲
در رگ و ریشه و در شاهرگ و مویرگم
جریان در جریان در جریان عباس‌ است

رحمت واسعه‌ای زیر دو بالش دارد
نفس فضل و کرم در فوران عباس‌ است
ارمنی پشت کلیمی همه صاحب نذرند
(عشق هر لهجه و هر رنگ و زبان عباس‌ است)۲

بین هر کوره دهاتی که روی می‌بینی 
بر روی بامِ حسینیه‌شان عباس‌ است
حرز سنجاق به پیراهن نوزادی ما
نغمه‌ی پیرزنان سبلان عباس‌ است

بچه‌ها منتظر طبل و دهل‌های عزا
تا بکوبند و بگویند که جان عباس‌ است
(لات‌ها چاکر اویند و علم‌کِش‌ها خاک)۲
(رجزِ دسته‌ی زنجیرزنان عباس‌است)۲

( سال‌ها با دَم این بحر تلاطم کردیم)۲
(شیر سرخ عربستان نه، جهان عباس‌ است)۲

نظرات