نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چشم تو بسته شد و چشم حرامی وا شد تو زمین خوردی و دورِ حرمم غوغا شد مشک تو پاره شد و آبرویت ریخت زمین سیلِ آن خورد به خیمه همه جا دریا شد عَلَمت خورد زمین و حرمم رفت به باد دشمنم بعد تو با جرأت و بیپروا شد روسری بود، که در دست حرامیها بود خیمهی سوخته معجر به سرِ زنها شد تیر باران شدی و تیرَکِ خیمه افتاد زینب آواره شد و دخترکم تنها شد آن طرف خود و زره از تن تو غارت شد این طرف بر سر خلخال حرم دعوا شد بوی یاس آمده از علقمه یعنی اینکه زائر جسم زمین خوردهی تو زهرا شد غیرت الله منی روضهی تو ناموسیست رفتی و روی همه بر روی زینب وا شد ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد