تصویر سیدرضا نریمانی - شیر افتاد و هزاران گرگ در دور و برش

شیر افتاد و هزاران گرگ در دور و برش

[ سیدرضا نریمانی ]
شیر افتاد و هزاران گرگ در دور و برش
هرکه آمد نیزه‌ای می‌کاشت روی پیکرش

کار دنیا را ببین کارش به مَشک افتاده است
او که اقیانوس هم زانو زده در محضرش

مشک را تا خیمه‌ها هرطور میشد می‌رساند
حرمله نگذاشت‌‌‌ با تیری که زد بر ساغرش

زینب کبری، همان کوه حیا، مجبور بود
بعد سقا بیشتر باشد به فکر معجرش

روضه یعنی از کنار خیمه می‌بیند حسین
در کنار علقمه می‌پاشد از هم لشکرش

غیرت الله است، یعنی می‌رود بر نیزه‌ها
تا که باشد چند روزی سایه‌بان خواهرش

اباالفضل من، علمدار من، غمت زد آتیشم
حالا تا حرم چجوری برم مگه آروم میشم

مگه راحته گفتنش، علمدار من روی خاکه تنش
مگه راحته گفتنش، که خون میزنه موج روی دامنش

مگه راحته گفتنش، مگه راحته گفتنش

****
ای وای علم یه طرف
دست برادرم یه طرف

بی تو برم نرم یه طرف
تورو نمی‌برم یه طرف

چی اومد سرت تا دیدم تورو خدائی مُردم من
ببین اشکمو، زن و بچمو کجا آوردم من

به کی خیمه رو می‌سپاری؟
نذار کم شه از خیمه‌ها چادری

به کی خیمه رو می‌سپاری؟
تو که غصه‌ی زینبو می‌خوری

ای وای غمت یه طرف
اینجوری دیدمت یه طرف

رو خاکه پرچمت یه طرف
صورت دَرهَمِت یه طرف

ای وای اینا یه طرف
حرمله بی‌حیا یه طرف

چشم حرومیا یه طرف
غم تشت طلا یه طرف

****

یکی بیاد تو کوچه‌ها به مادرم کمک کنه
اشک حسینو پاک کنه، به خواهرم کمک کنه

من نمیگم شما بیاین دست بابامو وا کنید
فقط میگم مغیره رو ...

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه سیدرضا نریمانی حضرت عباس (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت عباس (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت عباس (ع)(محرم و صفر)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد