نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بر سر نعش گل امّ بنین غوغا شد همه گفتند حسین ابن علی تنها شد تا که حیرتزده دردشت دو دستت دیدم گفتم از یوسف من یک اثری پیدا شد صوتِ ادرکنی تو گم شده در هلهلهها این چه شوریست که در لشگریان بر پا شد تا که دیدم بدنت را کمرم درد گرفت خیز از جا و ببین پشت حسینت تا شد از بلندای قدت جای دو لب باقی نیست این همه تیر کجای بدن تو جا شد؟! با چه بغضی زده این ضربه خدا میداند که ز فرق سر تو طاق دو ابرو وا شد ****** وقتی رفتی آروم آروم من شدم غریب و مظلوم غم میبارید از سر و روم دخترم گفت برمیگردی من به زیر لب میگفتم بیچاره این طفل معصوم وقتی دستاتو بریدن صدای مادرم اومد یهو گفت: آخ زخم بازوم عباس، دیدی چطور دستبهکمر گرفته بود عباس، چادرِ نخنماشو سر گرفته بود عباس، دستی نداشتی اشکاشو زود کنی پاک عباس، واسه همین بازوتو میزدی رو خاک عباس نفس بزن حرفم رو پس نزن پاشو به خاطر من کو مشک ، چی شد عَلَم؟! دستات شده قلم داداش پاشیدی از هم *******
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد