نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رفتی و پشت سرت، پشت حرم تیر کشید ناخداگاه تمام کمرم تیر کشید قامتم تا شده، محتاج عصایم، چه کنم؟ باز یاد علیاکبر جگرم تیر کشید پُر تیر و پَر تیرت، تن مختصرت ریخته بال و پرت، بال و پرم تیر کشید دسته دسته موی تو از سرِ دستم افتاد سرت افتاد به دستم که سرم تیر کشید مثل پیشانیات ای ماه بههم ریختهام دلم از هلهلهی دور و برم تیر کشید پهلویت باز شد از چشمهی خون یعنی باز پهلوی مادر نیکوسیَرَم تیر کشید در نگهداری زینب به پدر گفتی: چَشم، امّا چشم تو بسته شد و چشم ترم تیر کشید ******* داداش، داداش، داداش، داداش پا نشی افسوسی میشه، نذار بشه داداش، داداش، داداش، داداش اصغر گلوبوسی میشه، نذار بشه داداش، داداش، داداش، داداش قضیه ناموسی میشه، نذار بشه داداش، داداش، داداش، داداش شده کولِت کنم اَخا میبرمت داداش، داداش، داداش، داداش یا مثل اکبر رو عبا میبرمت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد