نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آبرویش همه از مشک چکید و بر مشک خون آن دست قلم خورد بماند بعدش این عمو جان حرم بود که هی کم میشد قامتش زود به هم خورد بماند بعدش تا که افتاد زمین موقع مشعلها شد راه دشمن به حرم خورد بماند بعدش وای من دادِ حرم درآمد یک برادر به سر چند برادر آمد خیز از خاک بگو تا کمرم را چه کنم ؟ تو که راحت شدهای من جگرم را چه کنم ؟ موقع آمدنت حال ربابم بد بود بعد این وضع بگو که پسرم را چه کنم ؟ مادرم آمده اینجا که مرا جمع کند پدرم از نجف آمد پدرم را چه کنم ؟ پا مکش روی زمین دشت نگاهت نکنند جان من هلهله دور و برم را چه کنم ؟ از رشیدیِ تو در راه کمی ریخته است بازویت را چهکنم چشمِ ترم را چهکنم ؟ مَشک اُفتاده، زمین پُر شده، سر پاشیده یک نفر هستم صد درد سرم را چهکنم قطعه قطعه شدی و قطعِ یقین میبیند از مدینه بخدا اُمِبَنین میبیند سر کنار تو نَهَم یا به حرم سر بکشم ؟ که سرِ دخترکانم دو سه معجر بکشم قول دادی که بیایی و برایم بد شد حال شرمندگیِ مادر اصغر بکشم من بزرگ حرمم آب ندارم باید... پیشِ این قوم رَوَم منت لشگر بکشم َتا که زینب نرسیده به تماشای تنت زود باید به رویت چادر مادر بکشم به زمین دوختهای مزرعهی تیر شدی چند صد تیر چگونه همه از پَر بکشم ؟ وای خاصیت این تیرِ سهشعبه این است باید از پشتِ سرت از طرف سر بکشم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد