نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هم پریشان حسینم هم پریشان حسن ای به قربان حسین و ای به قربان حسن روز اول مادرم چشمان من را نذر کرد این یکی آن حسین و این یکی آن حسن هر شبی که فاطمه بر روضه هامان میرسد هست گریان حسین و هست گریان حسن حسن(۴) من که ایمان دارم از اول به قرآن حسن زیر ایوان نجف دیدم که روزی میرسد یا حسن جان می نویسم زیر ایوان حسن هر کجا رفتم دیدم کار دست مجتبیست بشکند دستم نباشد گر به دامان حسن نه که تنها این دو شب کل محرم میشویم شب، شب، تکیه به تکیه باز مهمان حسن قاسمش وقتی به میدان زد، حسین آهسته گفت: می رود جان حسین و می رود جان حسن حسن(۴) نعره شد ” ان تنکرونی فانا ابن المجتبی “ تیغ را چرخاند و گفت این است طوفان حسن شد حسن یک ضربه زد ارزق همانجا شد دو تا نعره زد عباس ای جانم به قربان حسن روضههای ما همه لطف امام مجتبی ست شکر، هر شب میشوم در زیر باران حسن پیش زهرا آبروداری کنیم و آوریم هی گلاب و دسته گل یاد یتیمان حسن حسن(۴)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد