نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اول تو را سرشته و انسان درست کرد ... شرح تو را نوشته و قرآن درست کرد ... بعداً گل اضافیتان را افاضه کرد ... تا از من خراب مسلمان درست کرد ... می خواست رحمتش همه جا را بغل کند ... با اشک های چشم تو باران درست کرد ... باید برای بندگی سجده هایمان ... یک مسجدی به نام حسن جان درست کرد ... بالم اگر به درد پریدن نمی خورد ... یک سایبان که می شود از آن درست کرد ... من زنده ی نسیم مسیحا دم توام ... آدم اگر شدم به خدا آدم توام ... مولانا حسن ، مولانا حسن ... ***** تو ابتدای نسل طهورای کوثری ... تو رودخانه ی زهرای اطهری ... باید علی و فاطمه ای ظرف هم شوند ... تا این که آفریده شود چون تو گوهری ... کار خداست این که پیمبر پسر نداشت ... وقتی توئی نیاز ندارد به دیگری ... نسل مطهر نبوی نسل دختریست ... با این حساب تو حسن ابن پیمبری ... گفتند زاده ی اسدالله غالبی ... صبح جمل که شد همه دیدند حیدری ... می خواستند پیش همه کوچکت کنند ... کوری چشم عایشه ها از همه سری ... یک روز اشک و گریه برای تو می کند ... با شصت روز اشک حسینی برابری ... مولانا حسن ، مولانا حسن ... ***** ای آسمان تر از همه ، بالاتر از همه ... ای بی کران تر از همه دریاتر از همه ... تو زودتر به دامن زهرا نشسته ای ... پس این توئی تو ، بچه زهرا تر از همه ... ما از تو هیچ وقت نفرما ندیده ایم ... ای جمله ی همیشه بفرما تر از همه ... ما سال هاست رهگذر کوچه ی توئیم ... مانند یک فقیر سر کوچه ی توئیم ... مهتاب چشم های تو خورشید پرور است ... هر کس که طالعش حسنی نیست کافر است ... اصلا نیاز نیست قیامت به پا کنی ... یک قاسمی خدا به تو داده که محشر است ... اصلا شما نیاز نداری به معرکه ... وقتی لب سکوت تو شمشیر حیدر است ... قسمت نبود تا که ببینند مردمان ... بازوی تو ادامه فتاح خیبر است ... فردا ملک به نام تو تکبیر می زند ... صاحب زمان به جای تو شمشیر می زند ... مولانا حسن ، مولانا حسن ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد