رسیدم از سفر و هرچه دیدم از حسن است

رسیدم از سفر و هرچه دیدم از حسن است

[ سیدرضا نریمانی ]
رسیدم از سفر و هر چه دیدم از حسن است
که اربعین همه‌اش هم حسین هم حسن است

نفس نفس علی است و تپش تپش زهراست
و دم حسین اگر هست، بازدم حسن است

من الاَزل علی است و الی الاَبد زهرا
به هر دل است حسین و به هر حرم حسن است

نوادگان حسین و حسن یکی هستند
و جدّ ارشد این نسل محترم حسن است

به هر کجا که رَوی آسمان همین رنگ است
که در نجف حسن و در مدینه هم حسن است

طریقِ کرب و بلا هم که سفره‌داری اوست
میان راه ببین که قدم قدم حسن است

فقیر‌ها همه در اربعین کریم شدند
چه جای حیرت ما تا ابالکرم حسن است

به روی تیرک این جاده‌ها به موکب‌ها
نگاه کن که ببینی به هر عَلم حسن است

حسن حسن، حسن حسن

پیاده‌ها به حرم می‌رسند و می‌فهمند
کسی که رفتنشان را زده رقم حسن است

چو میزبان همه قاسم است و عبدالله
حسین نه به گمانم در این حرم حسن است

حسن حسن، حسن حسن

از آن زمان که حسین از حسن شنید، چه شد؟
جگر خراش حسین و پر از عَلم حسن است

از آن زمان که نشستند و حرف کوچه زدند
به پیج و تاب حسین و به قدّ خم حسن است

رسیدم از سفر و هر چه دیدم از حسن است
که اربعین همه‌اش هم حسین هم حسن است

من الازل علی است و الی الابد زهرا
به هر دل است حسین و به هر حرم حسن است

نفس نفس علی است و تپش تپش زهرا
و دم حسین اگر هست بازدم حسن است
****
بر مشامم می‌رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

تشنه‌ی آب فرات ای اجل مهلت بده
تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

نظرات