نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هم پریشان حسینم، هم پریشان حسن ای به قربان حسین و ای به قربان حسن (روز اول مادرم چشمان من را نذر کرد)۲ این یکی آنه حسین و این یکی آنه حسن هر شبی که فاطمه بر روضههامان میرسد هست گریان حسین و هست گریان حسن (نه که دنیا، دینمان را هم کریمان میدهند)۲ من که ایمان دارم از اول به قرآن حسن زیر ایوان نجف دیدم که روزی میرسد یا حسن جان مینویسم زیر ایوان حسن هر کجا رفتم که دیدم کار دست مجتباست (بشکند دستم نباشد گر به دامان حسن)۲ روضههای ما همه لطف امام مجتبیاست شکر هر شب میروم در زیر باران حسن نه که تنهاییم دو شب، کل محرم میشویم شب به شب، تکیه به تکیه، باز مهمان حسن (قاسمش وقتی به میدان زد، حسین آهسته گفت: میرود جان حسین و میرود جان حسن)۲ نعره زد: اِن تَنکُرونی فأنَا بنُ المجتبی تیغ را چرخاند و گفت این است طوفان حسن شد حسن یک ضربه زد اَزرق همانجا شد دوتا (نعره زد عباس: ای جانم به قربانِ حسن)۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد