تصویر امین قدیم - من از نفس افتادم، تشنه‌ترین بی‌یاور
تبلیغات نوا

من از نفس افتادم، تشنه‌ترین بی‌یاور

[ امین قدیم ]
من از نفس افتادم، تشنه‌ترین بی‌یاور
من یک غلام ساده‌ام که دلتنگ صبح کربلایم

این روزها که کار داری، در خانه‌ام بیمار داری
من آمدم روزی بگیرم، روزی برای اشک‌هایم

دیگر رها کرده پرش را از درد بسته او سرش را
برداشته خون بسترش را، با دردهایش آشنایی

هر چند که اسماء نشسته، هر چند دستانش شکسته
می‌دوخت خسته خسته، حالا گریز کربلایی

زحمت کشید و چاره کردند پیراهنت را
ذریه را آواره کردند دیدی کجا بودم کجایی

اینان که ناموس امیرن
بر ناقه‌ی عریان اسیرن

مابین مشتی شمر گیرند
خیز ای مرمل بالدماین

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امین قدیم حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های امین قدیم

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد