نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من بغل میخواستم، دنبال تو افتادهام عاشفانِ بیبغل، رزمندهی بیسنگراند آسمان قهر است باران هم نمیآید دگر غصه را دارد حالا یاد ما میآورد ***** تو خیاط ردّ خونه، کفنت لالهگونه بابا تو ایوون خونه گریونه، گریونه گریونه من بمیرم واسه مَرد بده که زنشو بزنن این در درِ مسجده چرا باید درِ خونتو بکنَن به تلافیِ خیبر اومدن همشون پشت هم در اومدن اینا تنها برا شکستنِ غرور بابا حیدر اومدن **** صدا شکستنت بود دری که من ساخته بودم چرا روی تنت سوخت چندجا زدنت آتیش به دستای محل با پا زدنت زنا جلو نیومدن، مردا زدنت از بس زدنت رنگین کمونِ درد شده وای از بدنت آستین به دندون گریه کرد، دق کرد حسنت زدن تا تونستن، با دست با پا با هیزم نیازی نبودش به ضربههای چندم تو رو درآوردیم از زیر پای مردم یکی همسرت رو جلوی خونه میزد مقاتل نوشتن با تازیونه میزد غلامی که میخواست بیکار نمونه میزد اومد خبری یه شهر یه زن رو میزنن سیصد نفری ***** سه ماه گریه میکرد، چه بغضی تو گلو داشت گل یاس بود اما بنفشه ها به رو داشت جوون رفت تو سینش هزارتا آرزو داشت شد روضه مرور گذشتیم از تو کوچهها با چشم نَمور گریز روضهی من امروز میشه تنور شد روضه مرور براتون بگم از شبای بیقراری میشینه رو موی حسین یه روز غباری گرسنه میره از دنیا یه سفرهداری دَمِ خرابه دختری زبون گرفته کجا بودی بابا جونم موی تو بوی نون گرفته آی ننم... ***** غم میشه زیاد زحمت نده به دستی که بالا نمیاد پریشونه موهام ولی شونه نمیخوام کبودی رو دستت چه بازو بندی بسته بده استراحت به دستی که شکسته دیگه خونمونو جارو نزن نشسته
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد