نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

با صبوران بیشتر دنیا اذیت میکند بیشتر از بقیه گاه امتحان هم میشود ترس از بیمادری خیلی به جانم بود که۲ گویی از چیزی که میترسم همان هم میشود تو مقصر نیستی بیماریات طولانی شد زخم که کهنه شود تن، ناتوان هم میشود در بیفتد روی آدم، مردم از آن رد شوند آری آری قامت آدم کمان هم میشود سرفه میکردی سرت را میگرفتی با دو دست وای از وقتی که سرفه بیامان هم میشود تو برای بچهی خود دوختی پیراهنی پیراهن اندازهی آن ساربان هم میشود از دَمِ ظهری سنان و شمر و خولی مقتلاند حال دارد میرسد مغرب اذان هم میشود دود میدید آسمان را انقدر که تشنه بود تشنهای بر خاکِ بیسایهبان هم میشود این شد عریان، اُشترِ عریان به زینب میرسد این مصیبت روزیِ کل زنان هم میشود ضربِ دستِ زجر با شلاق که فرقی نداشت تا دَمِ دروازه سهم کاروان هم میشود ***** شبِ بیابون سرده کف بیابون خاره به جای دستت رو سنگ رقیه سر میذاره پر درده شب تاریک همه روگم کرده داره دنبال عمو میگرده همه رو گم کرده چشم ضربه خورده توی شب جایی رو خوب نمیبینه اونکه ضربه خورده کمرش دیگه راحت.....
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد