نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شبِ تاره روزگارم مثلِ صورتِ کبودت میکُشه قبلِ تو من رو، فکرِ یک لحظه نبودت داری میسوزی و توی، چشمِ دنیا میره دودت من نمیگذرم از اونی که جلو من میکشوندت روی زخمِ روزگارم روی سینه مَرهَمی نیست من ازت خاطره دارم، خاطره چیزِ کمی نیست رو به روی من عزیزم روزگارِ روشنی نیست **** تشخیصِ فرزند از صدا عِینِ عذاب است۲ اِی وای از وقتی که چشمِ تار داری از ما گذشت اِی میخ، اوّل مطمئن شو پُشتِ درِ خانه نباشد بارداری2 **** لعنت به شمر، چشمِ عزیزِ مرا نبست من ماندم و نگاهِ مَبهوتِ او **** اِی باغریبهای جهان آشنا حسین اِی عُهدهدارِ مردمِ بیدست و پا حسین **** غمناکترین حادثهی زندگی من مِهرِ من و مهتابِ شب بندگی من با اشک به دیوار و درِ کوچه نوشتم این کوچه شده باعثِ شرمندگیِ من بدرود قرارم، نَفَسم، عشقِ عزیزم باید رو تنِت دیگه خاک بریزم بدرود عزیزم، امیدم، عزیز یارم باید بدنت رو به تابوت بسپارم نَنَم لای لای، نَنَم لای لای...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد