نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

صبح کربلاست داره، به شب میوفته هی سرش از تشنگی، عقب میوفته سپیدی گلوشو نشون حرمله داده دستِ کمون سه شعبه داره پر میگیره حرف آقا تموم نشده تیر اومده، گلوشو زده شبیهِ ماهیا، میمیره تبسم، تلظّی چنان زد که سرش از تن جدا شد یه دست سر، یه دست تن حسین حیرونِ دشتِ کربلا شد وای وای، شیش ماهۀ پرپر (وای وای، از ماتمِ اصغر) 2 وای وای، حرم شده بی آب (وای وای، از غُصۀ ارباب) 2 *** زیر سمِّ اسبا دیده نعلِ تازه رویِ خاک، داره یه گهواره میسازه میگه عزیز بابا بخواب داره میآد صدای رباب میآد که لالایی بخونه داغی تو چشمای تَرشه این لالایی آخرشه داغِ تو، رو دلش میمونه درد مادر تو اینه (داغت یه داغِ سنگینه) 2 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد