شام را ویران کردم با نالهی بابا بیا عالم را حیران کردم با نالهی بابا بیا بابا بیا؛ بابا بیا من را ببر؛ بابا بیا ای همسفر! بابا بیا؛ بابا بیا آشفته گشته موی دختر تو، بابا بیا رویم شبیه روی مادر تو، بابا بیا شرمندهام ز روی خواهر تو، بابا بیا وای از زخم گلوی پرپر تو، بابا بیا خونین پیکر! بابا بیا ای همسفر! بابا بیا بابا بیا؛ بابا بیا امشب کنج ویرانهم، مهمان من! بابا بیا تا به سحر میخوانم، درمان من! بابا بیا ای یوسف کنعانم! ای جان من! بابا بیا ای قاری قرآنم! جانان من! بابا بیا عشق بیسر! بابا بیا بابا بیا؛ بابا بیا ای همسفر! بابا بیا؛ بابا بیا