نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سومین گنج شاه کرب و بلا در قماطت نهان ز مردم کرد تو کبیری، بزرگتر ز کبیر گفت اصغر تو را و، رد گم کرد باب حاجات کائنات تویی اختیارات توست نامعلوم متوسل به گاهواری تو همه حتی چهارده معصوم مادرت در تمام راه علی به تو تعلیم جنگ می فرمود گاه با یک درنگِ معنادار صحبت از سیب و سنگ می فرمود خاندان نبوی دست به دستش دادند بوسه ها بود که بر نرگس مستش دادند پدرش بوسه زند بر لب و ذکرش این است دهنت باز ببوسم که لبت شیرین است خواست او را بوسه ای دیگر دهد مست را پیمانه افزون تر دهد لیک ناگه موسم هجران رسید زودتر از لب، لبِ پیکان رسید ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد