نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سربازِ هم عهدِ مردانِ عاشورا اِبن الحسن شیرِ غران عاشورا یا للعجب اومده میدون مثل قتّال العرب اون که داره از مجتبی اصل و نسب توی نگاهش بس که میجوشه غضب لشکر کفر از هیبتش میره عقب (مثل باباش مرد نبرده یاد جمل رو زنده کرده) 2 از پا افتاده اَزرق جوری که میدون دور سرش می گرده هر لحظه شده ذکر لب ثارالله، ماشاالله (لاحول و لا قوه الا بالله، ماشاالله) 2 دشمن شد حیرون از هوهوی شمشیرش یا علی یا زهرا آوای تکبیرش داره جگر رفته به میدون بیکلاهخود و سپر الله اکبر از قیامِ این پسر سِبط علیِ وارث تیغ دو سر وِلوِلهی دشمن شده اول نفر (خون حیدر توی رگ هاشه تو جنگیدن عین باباشه) 2 وقتی میگه هَل مِن مُبارز؟ کی میتونه حریفش باشه هر لحظه شده ذکر لب ثارالله، ماشاالله (لاحول و لا قوه الا بالله، ماشاالله) 2 از هیبش بر پا، شد عرصهی محشر (نوجوونه اما سردار و سرلشکر) 2 جنگاورِ حتی به تنهایی خودش یک لشکره یک تنه کار جنگو کرده یک سره سر میزنه از میمنه تا میسره برق نگاهش ذوالفقارِ حیدره از پیکرش دشمن ترسیده انگار که عزراعیل و دیده ضرب دستش بس که سنگینه شیرازهی لشکر پاشیده هر لحظه شده ذکر لب ثارالله، ماشاالله (لاحول و لا قوه الا بالله، ماشاالله) 2
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد