تصویر سید امیر حسینی - تو میری و میاد مغیره

تو میری و میاد مغیره

[ سید امیر حسینی ]
تو میری و میاد مغیره
به اشکای چشم من می‌خنده

عمداً قنفذ جلوی چشمام
غلافش‌و بر کمر می‌بنده

(وای مادرم)

*******
شب بود قبله جا نمازی سوی او داشت 
کعبه برای دیدن رویش وضو داشت 

رشک ملک بود آن حصیر زیر پایش 
هر شب خدا مشتاق صوت ربنایش 

چشم سیاهش روشنای راه ایمان 
هر ناوک مژگان او یک خط قرآن 

از خلوتش گرچه دو عالم فیض می‌بُرد 
اوج مصیبت در دل این شب رقم خورد 

ناگاه قومی بی ادب حرمت شکستند 
تسبیح فیض خلق را از هم گسستند 

پای برهنه سر برهنه در دل شب 
بردند او را و فلک در تاب و در تب 

خالی‌ست جای فاطمه انگار اینجا 
تا که بگیرد باز دامان علی را 

در کوچه های بی کسی او را کشیدند 
با هر قدم آه از نهاد او شنیدند 

از داغ این غم عالمی در پیچ تاب است 
سر منزل این کوچه‌ها بزم شراب است
 
بزم شراب اما خبر از خیزران نیست
ناموس او در مجلس نامحرمان نیست 

از سامرا برخاست آه شام آن شب 
یک سوی صد نامحرم و یک سوی زینب
 
یک سو سری بر تشت زر، یک سو رقیه 
یک سو سراسر خنده و یک سوی گریه 

یک سوی چوب خیزران می‌خورد بر لب
یک سو مزن ظالم به لب‌ها داشت زینب 

*******
چوب از یزید خوردی و قهر با منی
از چه لبت به صحبت من وا نمی‌شود؟
*******
اون همه دنیای منه نزنیا
اون لب بابای منه نزنیا

با چوب رو زخمای سرش نزنیا
جلوی چشم مادرش نزنیا

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام هادی (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام هادی (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های سید امیر حسینی

نظرات

1 نظر ثبت شده

آواتار رضا حویزه
رضا حویزه کاربر

ناز نفست سید

۷ دی ۱۴۰۴