
السلام علیک یا هادی در دلِ شیعه هست جای شما آقاجان **** با سلامی که مَحضَرَت دادم **** میشوم غرقِ حس آزادی تا قَدَم میزنم در این وادی اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حسن و اَلسَّلامُ عَلَیکَ یاهادی جانِ عالَم فدای مَرقدِ تو آسمان زیرِ پای گنبدِ تو یاحسن گفتم و روانه شدم مَستِ این اسمِ عاشقانه شدم چه حَریمی به سامرا برپاست! چه حَریمی! پُر از بهانه شدم گنبدش قدبلند و اَفلاکیست حَرَمِ مجتبیٰ ولی خاکیست **** آسمان میبارد و قبرِ تو هم گِل میشود **** در مسیرِ بهشت خواهم بود همقَدَم پُشتِ رَدِّ پای شما نامتان آمد و دلم لرزید پَرکشیدم به سامرای شما پس بخوان آیه آیه جامعه را تا بپیچد کمی صدای شما اِی جگرگوشهی امامرضا راضیام میکند رضای شما ذکرِ بابُالمُرادِ ما هستی هادیِبنِجوادِ ما هستی اِی نوابخشِ بینواییها فصلِ لبخندِ همصداییها بِینِ ما فاصله چه بسیار است! خستهام خسته از جداییها بهترین وقتِ دلسپردن بود لحظهی سبزِ آشناییها دستِ ما را بگیر و لطفی کن تا که باشیم از فداییها به سَرَم فکرِ عمهجان زینب به دلم داغِ سامراییها طِی شد این روزگار با حسرت عاقبت میکُشد مرا حسرت **** آن کس که تو را شناخت جان را چه کند؟ فرزند و عَیال و خانمان را چه کند؟ دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانهی تو هر دو جهان را چه کند؟!